<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دبیر خانه ریاضی راهنمایی استان سمنان</title>
<link>http://dras.blogfa.com/</link>
<description>آموزشی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 15 May 2005 19:58:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>متن ادبی</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;معلم حماسه ای به دیرپایی ابدیت به زیبایی آفرینش در دنیای سرسام گرفته امروز پاسدار معنویتهای دیرینه رشته استوار پیوند جانها عامل جریان لایزال معرفت به دلهای مشتاقان حامل بار همه مسئولیتها و نابسامانی ها مقاوم و نستوه و خستگی ناپذیر گذشت زمان موهایش را سفید و دستهایش را لرزان می کند. او که به شاگردان درس ایثار و مبارزه با ظلم و ستم و بی عدالتی می آموزد چگونه خود میتواند خمود و جمود باشد. بنابر این هرگز درنگ نمی کند زیرا میداند که درنگ بانگ مرگ است این پیر عکازه به دست که خود سند گویای زندگی هزاران انسان قد و نیم قد است که بر پهنه گیتی راست قامت و همیشه جاودانه در تاریخ خواهد ماند.&lt;/FONT&gt; </description>
<pubDate>Sun, 15 May 2005 19:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبریک هفته معلم</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=7&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هفته معلم&lt;/FONT&gt; را به همه همکاران فرهنگی در سراسر ایران زمین تبریک و تهنیت عرض می کنیم&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 May 2005 11:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شش عدد حاکم بر جهان </title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;این متن خلاصه مقاله پروفسور سرمارتين ريس، يكي از پيشگامان كيهان شناسي در جهان است. وي استاد تحقيقات انجمن سلطنتي در دانشگاه كمبريج و داراي عنوان اخترشناس سلطنتي است. در عين حال وي عضو انجمن سلطنتي، آكادمي ملي علوم ايالات متحده و آكادمي علوم روسيه است. وي ضمن مشاركت با چندين همكار بين المللي ايده هاي بسيار مهمي در مورد سياهچاله ها، تشكيل كهكشان ها و اخترفيزيك انرژي بالا داشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;شش عدد بر كل جهان حاكم است كه از زمان انفجار بزرگ شكل گرفته اند. اگر هر كدام از اين اعداد با مقدار فعلي آن كمي فرق داشت، هيچ ستاره، سياره يا انساني در جهان وجود نداشت. قوانين رياضي عامل تحكيم ساختار جهان است. اين قاعده فقط شامل اتم ها نمي شود، بلكه كهكشان ها، ستاره ها و انسان ها را نيز در برمي گيرد. خواص اتم ها ـ از جمله اندازه و جرمشان، انواع مختلفي كه از آنها وجود دارد و نيروهايي كه آنها را به يكديگر متصل مي كند ـ عامل تعيين كننده ماهيت شيميايي جهاني است كه در آن به سر مي بريم. تعداد بسيار اتم ها به نيروها و ذرات داخل آنها بستگي دارد. اجرامي را كه اخترشناسان مورد بررسي قرار مي دهند ـ سيارات، ستارگان و كهكشان ها ـ توسط نيروي گرانش كنترل مي شوند و همه اين موارد در جهان در حال گسترشي روي مي دهد كه خواصش در لحظه انفجار بزرگ اوليه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;(Bigbang)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; در آن تثبيت شده است. علم با تشخيص نظم و الگوهاي موجود در طبيعت پيشرفت مي كند، بنابراين پديده هاي هر چه بيشتري را مي توان در دسته ها و قوانين عام گنجاند. نظريه پردازان در تلاشند اساس قوانين فيزيكي را در مجموعه هاي منظمي از روابط و چند عدد خلاصه كنند. هنوز هم تا پايان كار راه زيادي باقيمانده است، اما پيشرفت هاي به دست آمده نيز چشمگيرند. در آغاز قرن بيست و يكم، شش عدد معرفي شدند كه به نظر مي رسد از اهميت فوق العاده اي برخوردارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;دو تا از اين اعداد به نيروهاي اساسي مربوط مي شوند؛ دو تاي ديگر اندازه و «ساختار» نهايي جهان ما را تثبيت مي كند و بيانگر آن هستند كه آيا جهان براي هميشه امتداد مي يابد يا خير؛ و دو عدد باقيمانده بيانگر خواص خود فضا هستند. اين شش عدد با يكديگر« نسخه»اي را براي جهان تشكيل مي دهند. گذشته از اين جهان نسبت به مقدار اين شش عدد بسيار حساس است: اگر يكي از اين اعداد تنظيم نشده باشد، آن وقت نه ستاره اي در جهان وجود مي داشت و نه حياتي.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;سه تا از اين اعداد (كه به جهان در مقياس بزرگ وابسته است) به تازگي با دقت زياد اندازه گيري شده است. سر برآوردن حيات انسان در سياره زمين حدود 5/4 5.6 ميليارد سال به درازا كشيده است. حتي پيش از آنكه خورشيد ما و سيارات گرداگرد آن تشكيل شوند، ستاره هاي قديمي تر، هيدروژن را به كربن، اكسيژن و ديگر اتم هاي جدول تناوبي تبديل مي كردند. اين فرآيند حدود ده ميليارد سال به درازا كشيده است. اندازه جهان قابل مشاهده تقريباً برابر فاصله اي است كه نور بعد از انفجار بزرگ پيموده است بنابراين اين جهان قابل مشاهده كنوني بايد بيش از 10 ميليارد سال نوري وسعت داشته باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;(X=Ct ,t=1*3600*24*365,C=3*10^8) &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;بسياري از مناقاشات پردامنه و طولاني مباحث كيهان شناختي امروزه ديگر پايان يافته، و در مورد بسياري از مواردي كه پيش از اين موضوع بحث بودند، ديگر مناظره اي صورت نمي گيرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;اينشتين در يكي از مشهورترين كلمات قصار خود مي گويد: «غيرقابل درك ترين چيز در مورد جهان، قابل درك بودن آن است.» وي در اين عبارت بر شگفتي خود در مورد قوانين فيزيك كه ذهن ما نسبتاً با آنها خو گرفته و تا حدودي با آنها آشناست تاكيد مي كند، قوانيني كه نه فقط در روي زمين بلكه در دوردست ترين كهكشان ها هم مصداق دارد. نيوتن به ما آموخت همان نيرويي كه سيب را به سمت زمين مي كشد، ماه و سيارات را در مدار خود به گردش در مي آورد. هم اكنون مي دانيم همين نيروست كه عامل تشكيل كهكشان ها است و همين نيروست كه باعث مي شود ستاره ها به سياهچاله تبديل شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;قوانين فيزيكي و هندسه ممكن است در جهان هاي ديگر متفاوت باشد. چيزي كه جهان ما را از ساير جهان ها متمايز مي كند ممكن است همين شش عدد باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;1- عدد كيهاني امگا نشان دهنده مقدار ماده ـ كهكشان ها، گازهاي پراكنده و «ماده تاريك» ـ در جهان ماست. امگا اهميت نسبي گرانش و انرژي انبساط در جهان را به ما ارائه مي دهد جهاني كه امگاي آن بسيار بزرگ است، بايستي مدت ها پيش از اين درهم فرورفته باشد، و در جهاني كه امگاي آن بسيار كوچك است، هيچ كهكشاني تشكيل نمي شود. تئوري تورم انفجار بزرگ مي گويد، امگا بايد يك باشد؛ هر چند اخترشناسان درصددند مقدار دقيق آن را اندازه بگيرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;2- اپسيلون بيانگر آن است كه هسته هاي اتمي با چه شدتي به يكديگر متصل شده اند و چگونه تمامي اتم هاي موجود در زمين شكل گرفته اند. مقدار اپسيلون انرژي ساطع شده از خورشيد را كنترل مي كند و از آن حساس تر اينكه، چگونه ستارگان، هيدروژن را به تمامي اتم هاي جدول تناوبي تبديل مي كنند، به دليل فرآيندهايي كه در ستارگان روي مي دهد، كربن و اكسيژن عناصر مهمي محسوب مي شوند ولي طلا و اورانيوم كمياب هستند. اگر مقدار اپسيلون 006/ يا 008/ بود ما وجود نداشتيم. عدد كيهاني &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;e&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; توليد عناصري را كه باعث ايجاد حيات مي شوند ـ كربن، اكسيژن، آهن و… يا ساير انواع كه باعث ايجاد جهاني عقيم مي شود را كنترل مي كند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;3- اولين عدد مهم تعداد ابعاد فضا است. ما در جهاني سه بعدي زندگي مي كنيم. اگر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;D&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; برابر دو يا چهار بود امكان تشكيل حيات وجود نداشت. البته زمان را مي توان بعد چهارم فرض كرد، اما بايد در نظر داشت بعد چهارم از لحاظ ماهيت با ساير ابعاد تفاوت اساسي دارد چرا كه اين بعد همانند تيري رو به جلو است، ما فقط مي توانيم به سوي آينده حركت كنيم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;4- چرا جهان پيرامون اين چنين وسيع است كه در طبيعت عدد مهم و بسيار بزرگي وجود دارد. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;N&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; نشان دهنده نسبت ميان نيروي الكتريكي است كه اتم ها را كنار يكديگر نگاه مي دارد و نيروي گرانشي ميان آنهاست. اگر اين عدد فقط چند صفر كمتر مي داشت، فقط جهان هاي مينياتوري كوچك و با طول عمر كم مي توانست به وجود آيد. هيچ موجود بزرگ تر از حشره نمي توانست به وجود آيد و زمان كافي براي آنكه حيات هوشمند به تكامل برسد در اختيار نبود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;5- هسته اوليه تمام ساختارهاي كيهاني ـ ستاره ها، كهكشان ها و خوشه هاي كهكشاني ـ در انفجار بزرگ اوليه تثبيت شده است. ساختار يا ماهيت جهان به عدد &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Q&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; كه نسبت دو انرژي بنيادين است، بستگي دارد. اگر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Q&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; كمي كوچك تر از اين عدد بود جهان بدون ساختار بود و اگر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Q&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; كمي بزرگ تر بود، جهان جايي بسيار عجيب و غريب به نظر مي رسيد، چرا كه تحت سيطره سياهچاله ها قرار داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;6- اندازه گيري عدد لاندا در بين اين شش عدد، مهم ترين خبر علمي سال 1998 بود، اگرچه مقدار دقيق آن هنوز هم در پرده ابهام قرار دارد. يك نيروي جديد نامشخص ـ نيروي «ضدگرانش» كيهاني ـ ميزان انبساط جهان را كنترل مي كند. خوشبختانه عدد لاندا بسيار كوچك است. در غير اين صورت در اثر اين نيرو از تشكيل ستارگان و كهكشان ها ممانعت به عمل مي آمد و تكامل كيهاني حتي پيش از آنكه بتواند آغاز شود، سركوب مي شد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 140%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;برگرفته شده از سایت همکلاسی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;A href=&quot;http://www.hamkelasy.com/&quot;&gt;http://www.hamkelasy.com/&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 May 2005 02:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قضیه 20 دلاری (جالب نیست؟)</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;قضیه 20 دلاری &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يه سخنران معروف سمينار خود را با بالا گرفتن يک 20 دلاری آغاز نمود. او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد : &quot; کی اين اسکناس 20 دلاری رو دوست داره ؟ &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دست ها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت : &quot; من می خوام اين 20 دلاری رو به يکی از شما بدم. اما اول بذارين يه کاری بکنم. &quot; سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد. پس دوباره پرسيد : &quot; کسی هست که هنوز اين اسکناس رو بخواد ؟ &quot; باز دست ها بالا رفت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او اينگونه ادامه داد : &quot; خب ، اگر من اينکار رو با اسکناس بکنم چی ؟ &quot; و بعد اسکناس رو به زمين انداخت و با کفش خود شروع به ماليدن آن به کف اتاق کرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سپس آنرا که کثيف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت : &quot; هنوز کسی هست که اين 20 دلاری رو بخواد ؟ &quot; اما هنوز دست ها در هوا بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سخنران گفت : &quot; دوستان من ، همگی شما يک درس با ارزش فرا گرفتيد. شما بی توجه به اينکه من چه بلايی سر اين اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ چيز از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار می ارزيد. &quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot; خيلی از اوقات در زندگيمون ، ما بوسيله تصميم هايی که می گيريم و وقايعی که واسه مون پيش مياد ، پرتاب ، مچاله و به زمين ماليده می شيم . در اين جور مواقع احساس می کنيم که ارزش خود را از دست داده ايم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما مهم نيست که چه اتفاقی افتاده يا خواهد افتاد ، به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهيد : تميز يا کثيف ، مچاله يا صاف ، باز هم شما از نظر اونايی که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادی دارين. &quot; ارزش زندگی ما با کارهايی که انجام می دهيم و افرادی که می شناسيم تعيين نمی گردد بلکه بر اساس اون چيزی که هستيم تعيين می شه &lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 Apr 2005 12:01:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند سوال ریاضی</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>در زمان قديم كه روستاييان محصولات خودشان را بميدان براي فروش مي آ وردند يك زن روستايي يك سبد تخم مرغ بميدان آورده كه بفروشد.&lt;BR&gt;هنوز هيچ نفروخته بود كه اسب يك سوار پاش خورد بسبد تخم مرغ. نتيحتا بيشتر تخم مرغ ها شكستند.&lt;BR&gt;اسب سوار خيلي نا راحت شد واز روستايي پوزش خوا ست و حاضر شد پول همه آنهارا بپردازد.&lt;BR&gt;اسب سوار از روستايي سوال كرد&quot;: &quot;مادر جون چند تا تخم مرغ داشتي؟&quot;&lt;BR&gt;خانم در حواب گفت:&lt;BR&gt;&quot;تعدادشونو نميدو نم اما وقتي آنهارا دوتا دوتا بر ميداشتم يكي باقي ميموند&lt;BR&gt;وقتي سه تا سه تا بر ميداشتم يكي باقي ميموند, وقتي چهارتا چهارتا بر ميداشتم يكي باقي ميموند, وقتي پنحتا پنحتا بر ميداشتم يكي باقي ميموند, وقتي شش تا شش تا بر ميداشتم يكي باقي ميموند, اما وقتيكه هفت تا هفت تا بر ميداشتم هيچي باقي نميموند.&lt;BR&gt;اسب سوار حساب كرد و پول تخم مرغاي زن را داد.&lt;BR&gt;سوال&lt;BR&gt;كمترين تعداد تخم مرغي كه زن روستايي ميتوانست داشه باشد چندتا بود؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;يك فردي اسير است و بايد نجات پيدا كند و براي او دو مسير فرار وجود دارد.يكي نجات و ديگري نابوديست سر هر كدام از اين راهها يك نفر ايستاده يكي كاملا دروغ گو و ديگري كاملا راستگو اين فرد با يك سوال چگونه مي تواند راه صحيح را پيدا كند ؟( فقط يك سوال و فقط از يك نفر - راستگو و دروغگو مشخص نيست - راه برگشتي هم نيست )&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوال:100 جعبه قند داريم كه در هر كدام 100 حبه قند موجود است و وزن هر حبه قند&amp;nbsp;۱۰ گرم است.اگر يكي از جعبه هاي قند شامل حبه هايي به وزن&amp;nbsp;۱۱ گرم باشد چگونه مي توان با يكبار وزن كردن،جعبه شامل حبه هاي داراي وزن&amp;nbsp;بیشتر را يافت؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 Apr 2005 11:54:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبديل تاريخ شمسي به ميلادي  و قمري و بالعكس</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;براي تبديل سال شمسي به ميلادي چنانچه روز مورد نظر بين اول فروردين تا 11 دي باشد عدد 621 و اگر روز مورد نظر بين 11 دي تا آخر اسفند باشد.عدد 622را به سال شمسي مي افزاييم تا سال ميلادي به دست آيد.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مثلا 22 بهمن (برابر با 11 فوريه) سال 57 شمسي مطابق با 1979=622+1357 ميلادي مي باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;14 خرداد (برابر با 4 ژوئن) سال 1368 شمسي برابر با 1989=621+1368 ميلادي مي باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;تبديل تاريخ ميلادي به شمسي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;روز مورد نظر بين اول ژانويه تا 21 مارس باشد عدد 622 و اگر روز مورد نظر بين 22 مارس تا آخر دسامبر باشد عدد 621 را از سال ميلادي كسر مي كنيم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مثلا&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;26 ژانويه (6 بهمن) 1978&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;ميلادي برابر است با 1356=622-&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;1978 شمسي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;يا 6 آگوست (15 مرداد) 1945 ميلادي برابر است با 1324=621-&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;1945 شمسي&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;تبديل سال قمري به شمسي و بالعكس&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;هر سال قمري تقريبا 10 روز و 21 ساعت از سال شمسي كوتاه تر است يعني هر 33 سال شمسي برابر 34 سال قمري است بنا بر اين براي تبديل سال شمسي به قمري عدد سال شمسي را بر 33 تقسيم كرده حاصل را با عدد سال شمسي جمع ميكنيم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مثال &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سال 1373 شمسي برابر است با 1414 قمري 1414=&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;1&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;4+1373&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;41=33 &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;÷&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; 1373&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;براي تبديل سال قمري به سال شمسي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;عدد سال قمري را بر 34 تقسيم كرده حاصل را از عدد سال قمري كم ميكنيم &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مثال&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سال1414 قمري برابر است با 1373 شمسي 1373=41 -&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;1414&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;41=34 &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;÷&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; 1414 &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Apr 2005 15:04:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با داشتن تاریخ هر روز از ماه ,روز آن تاریخ را محاسبه کنیم</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>قرار داد ها :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابتدا لازم است یکی دو قرار داد را برای بهتر انجام دادن این کار بیان کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- روز جمعه را به عنوان ۶ شنبه میشناسیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- اگر اولین روز&amp;nbsp;ماه شنبه باشد آن را به عنوان ۷ شنبه در نظر می گیریم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اکنون به طریقه محاسبه تاریخ روزهای هر ماه دقت کنید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر ماه دارای رمزی می باشد . برای یافتن رمز هر ماه به اولین روز آن ماه مراجعه کنید.&amp;nbsp;از &amp;nbsp;روزی که اولین روز ماه باشد یکی کم میکنیم. مثال اگر اولین روز ماهی سه شنبه باشد رمز آن ماه برابر است با ۲=۱-۳ یعنی رمز آن ماه ۲ است. اگر اولین روز ماهی جمعه باشد طبق قرار داد شماره ۱ خواهیم داشت ۵=۱-۶ یعنی رمز آن ماه ۵ است و برای ماهی که اولین روز آن شنبه باشد طبق قرار داد شماره ۲ رمز آن ماه&amp;nbsp; ۶ به دست&amp;nbsp; می آید.به این مطلب نیز توجه کنید که اگر اولین روز ماهی یکشنبه باشد رمز آن ماه برابر با صفر خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اکنون که با یافتن رمز هر ماه آشنا شدیم طریقه محاسبه روزهای هر ماه را خدمت شما عرض میکنم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای انجام این کار رمز هر ماه را به تاریخی که داریم اضافه میکنیم .عدد حاصل را بر ۷ تقسیم می کنیم. باقیمانده این تقسیم برابر با روز آن تاریخ می باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثال :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین روز فروردین ماه سال ۱۳۸۴ روز دوشنبه است. برای محاسبه رمز این ماه همانگونه که عرض شد داریم ۱=۱-۲ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اکنون میخواهیم بدانیم مثلا ۱۸ فروردین چند شنبه است. ابتدا عدد رمز یعنی ۱ را با تاریخ خواسته شده یعنی ۱۸ جمع میکنیم&amp;nbsp;داریم ۱۹=۱+۱۸ اکنون عدد حاصل یعنی ۱۹ را بر ۷ تقسیم میکنیم . باقیمانده این تقسیم برابر با ۵&amp;nbsp; است بنابر این ۱۸ فروردین سال ۸۴ روز پنجشنبه است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثالی دیگر:اولین روز مرداد ماه سال ۸۴ روز شنبه است پس رمز این ماه برابر با عدد ۶ خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرض کنید میخواهیم بدانیم ۱۵ مرداد چندشنبه است. عدد ۱۵ را با رمز ماه یعنی ۶ جمع میکنیم . داریم ۲۱=۶+۱۵ اکنون عدد ۲۱ را بر عدد ۷ تقسیم میکنیم. باقیمانده تقسیم برابر با صفر خواهد بود.پس&amp;nbsp; ۱۵ مردادماه سال ۸۴ &amp;nbsp;روزشنبه است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Apr 2005 20:06:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبریک سال نو</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009933 size=5&gt;سال نو بر همه ایرانیان مبارکباد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 481px; HEIGHT: 399px&quot; height=474 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://image08.webshots.com/8/1/78/44/138917844XxezYi_ph.jpg&quot; width=551 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Mar 2005 06:50:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگي نامه استاد شهرياري</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>زندگي نامه دكترپرويز شهرياري&lt;BR&gt;مقدمه :&lt;BR&gt;شهرياري ، روشنفكري آزاده و عاشقي در خدمت به مردم است . مجال آن نيست كه همه ويژگي هاي نيك او از جمله انديشه هاي متوقي و ارزشمندش ، محبت و ادب فراوانش ، استواري در عمل و كلامش دراين جا باز گوشود . او نمونه اي كامل و شاهدي زنده از تواناييهاي فرهنگ اصيل و دانش علمي پرتوان اين سرزمين است . &lt;BR&gt;شهرياري نه فقط يك رياضي دان كه يك چهره سياسي است و در اين راستا ، چه تلاشها نكرده و چه اثرهايي كه برجا نگذاشته است . اوهمواره در زندگي ، آزادي خواه و ايران دوست بوده و با توجه به حجم گسترده آثار با ارزشش ، چه درزمينه رياضيات و چه در عرصه تحقيقات ادبي وتاريخي ، فلسفي و داستاني ، مي توان گفت كه در وحله نخست ، اويك اديب ودر مرحله بعد ، يك رياضي دان و سپس ، يك جامعه شناس و سياستمدار است .&lt;BR&gt;شهرياري موجود والايي است كه حتي مخالفانش در وطن پرستي و عشق او به فرهنگ ملي ايران ، ترديدي ندارند . زنده است و زندگي بخش . كار و ايثار براي او نيايش است . طراوت و سادگي قلم او در كمتر اثري مي توان يافت . او درد دردمندان را مي شناسد و او باعشقي كه به حقيقت در وجود خدا دارد ، زندگي ميكند . به دور از خود خواهي و پيوسته ديگر خواه و هميشه نسبت به خود بي ترحم و در مورد ديگران درد شناس است . همچون لبخند ، بي ادعا و همچون ابر ، مهربان و بي دريغ است . راد مردي شجاع ، مومني شيدا و مترجمي زبردست است .&lt;BR&gt;تامل و پژوهش در آثار او ، خود مطلبي دلپذير و شايسته كاوش است . نثري شيوا ، ساده و استوار و دلنشين دارد . طي ساليان دراز از طريق انتشار مجلاتي همچون سخن علمي ، آشنايي با رياضيات ، چيستا در گسترش و تقويت زبان و ادب فارسي و نيز دانش رياضي و تاريخ و فلسفه علم كوشيده است و به جاست كه نامش محترم و پايدار بماند . &lt;BR&gt;يقين است كه همه كساني كه با شهرياري وآثار او آشنا هستند ، براين عقيده اند كه در ايران كم تر دانشمندي چون او ، علاوه بر فضايل اخلاقي و حسن خلق و حوصله و ادراك ، تقريبا بسياري از علوم زمان خود را بشناسد و بر آنها احاطه اي به كمال داشته باشد . &lt;BR&gt;در دوم آذر ماه 1305 در محله دولت خانه كرمان پرويز شهرياري چشم به جهان گشود . پدرش شهريار، روز مزد و دهقان زاده بود . مادرش ((گلستان)) نيز دهقان زاده بود وهردو زرتشتي مذهب . &lt;BR&gt;دوران كودكي استاد پرويز شهرياري در فضايي وهم آلود كه فقر سايه سنگين خود را برآن گسترده بود گذشت . فقري فرهنگي و مالي كه پنج خواهر وبرادر و پدر او را به دليل غذايي و عدم حضور پزشك در كرمان آن زمان از او گرفته بود .&lt;BR&gt;شهريار دهقان ( پدر استاد شهرياري ) در اواخر سال 1315 به خاطر درگيري با مالك از كار اخراج شد و در كارخانه ريسندگي ((خورشيد )) كه حيات خود را تازه در كرمان آغاز كرده بود مشغول كار شد .&lt;BR&gt;ورود به فضاي بسته ، پرغبار و بي روح سالن ريسندگي ، دهقان زاده پرورده در دامن طبيعت را به سمت بيماري سوق داد و سرانجام در زمستان 1317 در سن 46 سالگي به خاطر تجويز داروي اشتباه وي را گرفتار مرگ زود هنگام كرد . &lt;BR&gt;پس از فوت پدر ، پرويز ماند با يك خواهر بزرگتر و دو برادر كوچكتر و مادري كه سرپرست واقعي خانواده بود . هرچند سرپرستي ظاهري بچه ها به عهده پرويز گذاشته شد ، اما سرپرست واقعي آنهاشيرزني بود به نام (( گلستان )) كه براي ادامه تحصيل و زندگي بچه ها به انجام كارهاي سخت از قبيل پنبه پاك كني ، پشم ريسي و بادام شكني روي كرد تا فرزندان خود را به عالي ترين مدارج علمي برساند ، تا جامعه علمي و فرهنگي ايران به حضور پرويز شهرياري ببالد . &lt;BR&gt;سال شمار زندگي استاد شهرياري :&lt;BR&gt;1305 – 2 آذر تولد در شهر كرمان ودر محله دولت خانه .&lt;BR&gt;1311 – مهرماه آغاز تحصيل در دبستان كاوياني .&lt;BR&gt;1318 – اول دبيرستان ، دبيرستان ايرانشهر.&lt;BR&gt;1321 – ورود به دانشسراي مقدماتي كرمان .&lt;BR&gt;1323 – خرداد ، فراغت از تحصيل در دانشسراي مقدماتي كرمان . &lt;BR&gt;ــــــــ شهريور، ورود به تهران .&lt;BR&gt;ــــــــ مهر ، ورود به كلاس مقدماتي دانشكده ادبيات براي گرفتن ديپلم .&lt;BR&gt;1324 – مهر ، ورود به دانشگاه علوم رشته رياضي ، تدريس در كلاسهاي شبانه ، تدريس در دبستان كاخ ميدان رشديه ،&lt;BR&gt;ــــــــ اسفند ، آغاز فعاليت سياسي .&lt;BR&gt;1325 – تابستان در آموزشگاه و دبيرستان (( فيروزبهرام )) و حدود يك ماه كار در راه آهن براي تامين مخارج زندگي .&lt;BR&gt;ــــــــ انتشار ماهنامه انديشه ما كه 12 شماره منتشر شد . &lt;BR&gt;1327 – انتشار اولين كتاب (( جنبش فراك وفردكيان )) &lt;BR&gt;1328 – فروردين اولين بازداشت به جرم دگرانديشي براي مدت 3 ماه ومحروم ماندن از شركت دراستان نهايي .&lt;BR&gt;1329 – تهيه يك دوره كتب درسي رياضي دوره اول دبيرستان . &lt;BR&gt;1331 – آذربه علت تاخير نخست با ثبت نام ايشان مخالفت مي شود كه بااعتراض دانشجويان و اعتصاب آنها ثبت نام مي شدند ، ادامه تحصيل در دانشكده علوم .&lt;BR&gt;1331 – تامرداد 33 سردبيري هفته نامه (( وهومن )) انتشار حدود چهل شماره .&lt;BR&gt;ــــــــ چاپ اولين ترجمه كه درزندان صورت گرفت : (( تاريخ حساب و بند تاتون ))&lt;BR&gt;1332 – خرداد ، گرفتن ليسانس در رشته رياضي دانشكده علوم و گرفتن ليسانس از دانشسراي عالي .&lt;BR&gt;ــــــــ مهر تا خرداد 1333 . طبق حكم آموزش و پرورش تدريس در دبيرستانهاي شيراز .&lt;BR&gt;1333 - ارديبهشت ، پيدا شدن كتابهاي درسي در خانه به تفتيش فرماندار نظامي و 10 روز زندان در شيراز.&lt;BR&gt;ــــــــ خرداد ، به علت تحت تعقيب بودن بدون دريافت حقوق. 2 ماه آخر نقل مكان از شيراز به تهران .&lt;BR&gt;1334 – يازدهم تير ، ازدواج با خانم (( زمرد بهي زاده )) .&lt;BR&gt;1335 – 9 خرداد ، تولد اولين فرزند به نام شهريار .&lt;BR&gt;ــــــــ زندگي مخفيانه تا آذر 35 . تدريس در يك دبيرستان و آموزشگاه شبانه به نام مستعار (( احمدي )) .&lt;BR&gt;ــــــــ آذر ماه ، بازداشت خانوادگي با زن و فرزند و زنداني شدن 40 روزه در خانه اي در نارمك . پس از 40 روزآزاد شدن زن و فرزند و انتقال خود ايشان به زندان پادگان قعره 18 روزه شكنجه در حمام قديم و انتقال به انفرادي و پس از يك ماه انتقال به زندان عمومي قعره .&lt;BR&gt;1336 – فروردين ، انتقال به زندان قزل قلعه تا فروردين 1337 آزاد شدن با قيد كفالت &lt;BR&gt;ــــــــ تير ماه ، تولد دومين فرزند : مرجان .&lt;BR&gt;1337 – مهرماه ـ كار در دبيرستان هاي ابن سينا ، مهرجرون و نوباوگان حضرابي به صورت حق التدريس .&lt;BR&gt;1338 – مهرماه ، شروع به كار در دبيرستان انديشه .&lt;BR&gt;1339 – تابستان راه اندازي اولين كلاس كنكور درايران به نام گروه فرهنگي خوارزمي در خيابان دانشگاه . &lt;BR&gt;ــــــــ مهرماه‌، تاسيس دبيرستان پسرانه خوارزمي .&lt;BR&gt;1340 – 20 ارديبهشت ، تولد سومين فرزند : مژده .&lt;BR&gt;ــــــــ مهرماه ، تاسيس دبيرستان دخترانه مرجان . &lt;BR&gt;1342 و 43 – تدريس در دانشكده فني ، دانشگاه تهران و دانشسراي عالي ( روزانه وشبانه ) . &lt;BR&gt;1342 – پائيز ، راه اندازي انتشارات خوارزمي با شركت حدود 170 معلم ، با عنوان رئيس هيئت مديره .&lt;BR&gt;ــــــــ تا 1349 به مدت 8 سال . انتشار 90 شماره از مجله سخن علي و فني.&lt;BR&gt;1344 تابستان ، فوت مرجان در 8 سالگي دراثر تصادف با اتومبيل .&lt;BR&gt;1345 – 25 خرداد ، تولد چهارمين فرزند ، شروين .&lt;BR&gt;1346 – تا 1354 سرپرست دفتر ترويج علوم وزارت آموزش عالي . انتشار نشريه اي به نام (( مسائل دانشگاهي )) كه براي استادان تهيه مي شد .&lt;BR&gt;1350 – تاسيس گروه فرهنگي مرجان با شركت حدود 700 دبير . &lt;BR&gt;1353 – تاسيس انتشارات توكا ، با كمك 10 نفراز دوستان .&lt;BR&gt;ــــــــ تاسيس مدرسه عالي علوم اراك با كمك دكتر عبدالكريم قريب و دكتر حسين گل گلاب . &lt;BR&gt;ــــــــ تا 1356 ـ هفته اي يك روز تدريس در مدرسه عالي علوم اراك . &lt;BR&gt;1354 – 5 تير ماه تولد پنجمين فرزند : توكا .&lt;BR&gt;ــــــــ آذر ماه زنداني شدن در كميته مشترك به مدت 45 روزبه دليل كمك به يك دانشجوي اهوازي . &lt;BR&gt;ــــــــ تا 1362 – مسئول نشريه هاي جانبي دانشگاه آزاد . &lt;BR&gt;1356 تا اسفند 1371 – انتشار 70 شماره از جمله آشتي با رياضيات و آشنايي با رياضيات .&lt;BR&gt;1357 تا 1358 – انتشار 7 شماره از نشريه آشنايي با دانش . &lt;BR&gt;1360 – شهريور ، سردبيري نشريه ، چيست كه انتشارآن ادامه دارد ؟ &lt;BR&gt;1362 - 8 ارديبهشت ، بازداشت مجدد و اعزام به زندان 3000 ( كميته مشترك سابق ) تا آخر تير ماه 1363 .&lt;BR&gt;1374 – فروردين دربيست و ششمين كنفرانس آموزش رياضي كشور دركرمان از ايشان با عنوان پيشكسوت رياضي تجليل شد .&lt;BR&gt;1376 – در اولين كنفرانس آموزشي در اصفهان از ايشان تجليل شد . &lt;BR&gt;1378 – فروردين ، سخنراني در سومين گرد همايي شكوفه هاي رياضي در دانشكده علوم رياضي دانشگاه شهيد بهشتي و تجليل از استاد . &lt;BR&gt;1379 – فروردين ، انتشار ماهنامه دانش و مردم كه انتشار ان ادامه دارد .&lt;BR&gt;1379 – به مناسبت سال جهاني رياضيات ( سال 2000 ميلادي ) در مراكز مختلف به عنوان پيسكسوت از ايشان تجليل شد . &lt;BR&gt;1380 – 2 آذر ، به مناسبت هفتادو پنجمين سال تولد ، مراسم با شكوهي با حضور دوستداران و بلند پايگان علم وادب و هنر در سالن حركت در تهران برگزار شد .&lt;BR&gt;1380 – 18 ارديبهشت ، تقديم دكتراي افتخاري توسط دانشگاه كرمان به ايشان .&lt;BR&gt;ــــــــ 26 مرداد ، بزرگداشت توسط انجمن مفاخر فرهنگي ايران . &lt;BR&gt;ــــــــ 1 مهر، پاسداشت در ونكو در كانادا . &lt;BR&gt;ــــــــ 26 دي ، نيكو داشت زرتشتيان كرج .&lt;BR&gt;ــــــــ در دست تاليف ئ ترجمه : كتاب در جستجوي هماهنگي درباره اخترشناسان – تاليف گاه شمار رياضيات و تلاش براي تنظيم فرهنگ رياضي كه شامل تاريخ و فلسفه و كاربرد در رياضيات هم هست .&lt;BR&gt;كه مي توان گفت ايشان داراي 250 تاليف وترجمه است . در حدود 6000 هزار مقاله در نشريه هاي كشور ثبت كرده اند.&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Mar 2005 19:04:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاطراتی از استاد شهریاری</title>
<link>http://dras.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>خاطراتی از استاد پرويز شهرياري &lt;BR&gt;همه جا سخن درمورد تدريس رياضي مي باشد و لذا من معترض هستم هركس كه اين شرايطي كه من عرض ميكنم كه هم به درد دانش آموز مي خورد و هم به درد معلم . اولاً رياضي احتياج به كارگروهي دارد نه كار انفرادي بايد حداقل دو يا سه نفر با هم كار كنند . من يك مثال مي زنم در مورد يك خاطره . اين خاطره براي همه شما ما قبل تاريخ است . اين خاطره مربوط به سال 1321 مي باشد . من در يك مدرسه دبيرستاني درس مي دادم كه خودم دانشجو بودم . درآن دبيرستان هندسه درس مي دادم . تصميم گرفتم يك آزمايشي بكنم . البته اين آزمايش به ضرر من تمام شد چون سال بعد در آن مدرسه من را راه ندادند و توصيه مي كنم ، شما معلمين هم اين كار من را انجام ندهيد . من يك ماهي سركار رفتم و بچه ها را تا حدودي شناختم . بعد آمدم آنها را سه نفر ، سه نفر شريك كردم . بطوريكه يك شاگردي قوي ، متوسط ، ضعيف را در كنار هم قرار دادم و گفتم من گروه تشكيل دادم . مثلاً من امتحان مي گرفتم و هر كسي براي خودش امتحان مي داد ولي ورقه هاي هر گروه را به هم وصل مي كردم . مثلا يك نفر گرفته 20 ، نفر بعد 10 ، بعدي هم 3 ، بعد همگي را باهم جمع مي كردم مي شد 33 و بعد 33 را تقسيم بر 3 مي كردم مي شد 11 به هركدام از اعضا گروه نمره 11 را مي دادم . شاگردان خوب صدايشان در آمد كه من چه گناهي كردم كه اين ضعيف است پيش من درس نمي خواند . گفتم : به رحال من نمي دانم . شاگردها باور نكردند بتدريج فراموش كردند ولي سه ماهه اول امتحان همين طوري نمره دادم . بچه ها افتادن به جان هم و احساس كردند كه با يك معلم بي منطق رو به رو هستند كه نمره 20 را مي دهد 11 و نمره 3 را هم مي دهد 11 .&lt;BR&gt;( من معذرت مي خواهم از مدير آموزش وپرورش ) درآن زمان اداره فرهنگ مي گفتند تا آمدند ، گزارش بدهند از اين ميز به آن ميز از اين اتاق به آن اتاق در مورد كار من و ابلاغ بكنند اين كار را نكن . سال گذشت و خيال من راحت بود . دو گروه بود كه دست از سرمن بر نمي داشتند ، پدر و مادرها كه هر روز توي مدرسه بودند و مسئولين مدرسه دائماً مزاحم مي شدند كه اين چه كاري است كه شما مي كنيد . شايد اين شاگرد تنبلي باشد كه درس نمي خواند . من روي فكر خودم ، كار خودم پا فشاري كردم ، سه ماهه دوم يك مقدار سطح نمره ها بالا آمد . يعني يك مقدار نمره ها بالا آمد . يعني معدل كلاس را مي گرفتيم دو يا سه نمره بالا آمده بود و شاگردان به كل تغيير كرده بودند . آن زمان ظهر يك ساعت ، دو ساعت و در برخي مدارس 5/2 ساعت تعطيل بود . از صبح تا ساعت 5/11 و از ظهر بودند تا ساعت 4 بعدازظهر . اين 5/2 ساعتي را شاگردان كلاس سه نفر ، سه نفر گوشه مدرسه نشسته بودند . با هم كار مي كردند و وسيله آنها شاگردان زرنگ بودند . چون نمره آنها خراب شده بود و حتي منزل هم مي رفتند و بالاخره به جان هم افتادند . ثلث سوم نمره هر كس را به خودش دادم و معجزه واقعا اتفاق افتاد . كمترين نمره آن كلاس 5/15 بود ، آن هم در درس هندسه كه به نظرمن دشوارترين درس رياضي است. اگر قرار باشد عميق مورد مطالعه قرار گيرد و فهميده شود . آيا اون كلاس واقعا هندسه دانان روزگار بودند ؟ آيا آن كلاس را مي توان …&lt;BR&gt;در همان كلاس در درس جبر عده زيادي تجديد شدند و عده اي درآن كلاس در آن مدرسه رفوزه شدند ولي كمترين نمره هندسه 5/15 بود . من به نتيجه خودم رسيده بودم كه كار گروهي و كار جمعي مي تواند ارزش فوق العاده اي داشته باشد اين براي شاگردان قوي هم بسيار مفيد هست . چون اگر يك شاگرد ضعيف كنارش باشد و از اول سوال بكند ، ضعف خودش را هم مي فهمد و در نتيجه به راحتي مي تواند ضعف خودش را بر طرف كند . ولي همانطور كه توصيه كردم از معلمين عزيز خواهش ميكنم كه اين تجربه من را كه يك بار در سال انجام دادم آنها تكرار نكنند ، چون مواجه مي شوند با انواع مشكلات . منجمله اخراج از كار ، دومي هم كه هم براي شاگرد و هم براي معلم مفيد است اين است كه معلم سر كلاس فعال نباشد . معمولا ما معلمين عادت كرديم سر كلاس كه مي رويم گچ را برمي داريم و پشتمان را به كلاس ميكنيم ومينويسيم ، پاك ميكنيم ودوباره هم اين كار راتكرارمي كنيم تازنگ بخورد وهمه بيرون مي رويم و منتظريم همه چيزهارا شاگردان ياد بگيرند . اين كار ممكن نيست . به من اجازه بدهيد كه تجربه ديگرم را بيان كنم .&lt;BR&gt;در يك دبيرستاني كه سال آخردبيرستان نظام قديم يعني كلاس دهم و كلاس يازدهم و دوازدهم و ،شاگردان اون كلاسها همه شاگردان من بودند و براحتي همه مرا مي شناختند . همه درسهاي رياضي آنها با من بود و وضع يك مقدار باحالا فرق داشت كه معلم رياضي زياد باشدواحتياج به چنين كاري نباشد به عنوان مثال عرض ميكنم ، سالي كه مامي خواستيم برويم رشته رياضي يك دانه رشته رياضي در سراسر ايران در دانشكده ، دانشگاه تهران بود كه دانشگاه تهران ،تنها دانشگاه مملكت بود وآن يك دانشكده علوم داشت و آن هم يك دانه هم رشته رياضي بود . آن سال ،سال 1323 بود در تابستانش مرتب وزارت علوم تبليغ مي كرد كه ما براي رشته رياضي 60 دانشجو مي پذيريم ،شمارا به خدا بياييد (به اين زبان نه ) در واقع با التماس آخرين باري كه ما در مهر ماه به كلاس رفتيم ما 13 نفر بوديم كه البته خوشبختانه 3 نفر از اونها خانمها بودند . براي اولين بار در ايران يك چنين رقابتي نه براي معلمان ونه براي دانشجو وجود نداشت . حالا من اين شاگردان را مي شناختم ، مي دانستم كدام چه ضعفهايي وچه قدرتي دارند .&lt;BR&gt;كلاس ششم رياضي قديم يعني آخرين سال دبيرستان وقتي وارد كلاس شدم كوشش كردم درسهايي رابه عهده دانش آموزان بگذارم . يك شاگردي كه توي آن كلاس داشتم اين بود كه آن تمام درسهايش كمابيش خوب بود يعني نه برجسته ولي خوب بود ولي معتقد بود كه خودش هندسه را نمي تواند ياد بگيرد . يك درسي داشتند در ششم رياضي كه حالا نيست ، به نام هندسه و مخروطات ، دو قسمت بود . اين مبحث اولش هندسه بود ،قضاياي محدود رياضي ، قضيه بطلميوس ،قضيه … وغيره كه احتمالا كسي نمي داند كه هر كس احتياج داشته باشد به آن مراجعه مي كند . در بخش دوم آن مخروطات بود به طريق هندسي . مخروطات عبارت است از شكلهايي كه اثر برخورديك صفحه يا يك سطح مخروطي بدست مي آيد كه مثال ساده آن ، آن است كه اگر شما يك كله قند را بگذاريد و اگر يك صفحه آن را قطع كند چه شكلي بدست مي آيد ، اگر صفحه از روي ارتفاع آن را قطع كند دو خط متعادل و اگر عمود بر ارتفاع آنرا قطع كند يك دايره بوجود مي آيد و اگر مايل آنرا قطع كند يك بيضي به وجود مي آيد و غيره .&lt;BR&gt;همه اينها دراولين فصل بخش دوم كتاب هندسه به كمك هندسه حل مي شد . نه هندسه تحليلي ونه جبر فقط هندسه خالي ، قضيه اي آنجا بود به نام قضيع دان لورن ، دان لورن كسي بود كه اين قضيه را گفته بود و آن شاگردي كه مي گفت هندسه نمي دانم ،بلند كردم وگفتم : اين قضيه براي تو ، وقت هم داري ، من به تو دوماه وقت مي دهم ، آنو قت شما مي آييد ، پاي تخته و من هم مثل يك شاگرد مي نشينم ياد مي گيرم و تو شرح بده . گفت : آقا من هندسه نمي دانم ، گفتم ‚ خوب برو ياد بگير كاري ندارد . من يك قضيه مي خواهم . بعد از دوسه روزي آمد و گفت : آقا اگر من بخواهم قضيه دان راياد بگيرم بايد تمام هندسه مسطحه و تمام هندسه فضايي را بدانم . گفتم : برو ياد بگير ، گفت : وقتم كم است . گفتم سه ماه و بالا خره چهار ماه وقت دادم . روز موعود فرارسيد . من هم نشستم به حساب اينكه هر چه قدر ممكن است ايراد بگيرم و كنجكاوي كنم . درس را به اندازه اي پاكيزه در س داد كه به واقع تا آخر ساعت هم من هم چيزي ياد گرفتم واگر خودم درس مي دادم به هيچ وجه آن شكل نبود . بسيار منطقي وجالب اين شاگرد در سال ششم رياضي تنها كسي بود كه در آخر سال ، مسئله هندسه در امتحان داشتند مسئله را حل كرد .&lt;BR&gt;آن موقع ممتهنين مي دانستند كه شاگردان معمولا در امتحان نهايي به مسئله كاري ندارند مسئله هندسه را حل نمي كنند ، پس براي ان سه نمره مي گذاشتند و 17 نمره بقيه قضيه هندسه . اين تنها كسي بود از اون كلاس كه مسئله امتحان را نيز حل كرده بود و هندسه را 20 گرفت . امتحان شفاهي آنها با معلم ومدرسه بود ، همه درسها امتحان شفاهي داشت . در كليه درسها من امتحان شفاهي او را 20 دادم واين شاگرد شد يك هندسه دان و اين شاگرد كه سالها بعد بااوبرخورد كردم ، انسان تحصيل كرده اي بود در آمريكا كه محلي را احداث كرده بود ، كه محل مراجعه كساني بود كه در هندسه اشكال داشتند </description>
<pubDate>Thu, 17 Mar 2005 18:47:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dras&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>dras</dc:creator>
<guid>http://dras.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
